دیکشنری فارسی

declaratory

UKdeklərətriː USdık'lerə'tɔ:rı

معنی فارسی

اظهار کننده بياني توضيحي مثبت

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝ tôr´ē/adj.

رجوع شود به: declarative

مترادف‌ها

adjective
1. Expressive, affirmative, enunciative, enunciatory, assertive, declarative.
2. Explanatory, expository, declarative.

واژه‌های دیگر با معنی «اظهار کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن