declaw
معنی فارسی
ناخن زدايي کردن
معنی کامل و مثالها
/dē klô´/vt.
● (به ویژه در مورد گربهی خانگی) ناخن زدایی کردن (درآوردن پنجولها از ریشه)
تعریف انگلیسی
verb
- remove the claws from “declaw a cat” “Somebody ----s something”