دیکشنری فارسی

decoct

معنی فارسی

جوشانيدن پختن هضم کردن شيره گرفتن از

معنی کامل و مثال‌ها

/dē käkt´/vt.

● (از طریق جوشاندن عصاره یا طعم اصلی چیزی را گرفتن) جوشاندن، فرو جوش کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. extract the essence of something by boiling it “Somebody ----s something”
  2. be cooked until very little liquid is left “The sauce should reduce to one cup” “Something ----s”
  3. steep in hot water “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن