decommission
UKdekəmiʃən
معنی فارسی
حق نمايندگي لغو کردن، از نمايندگي انداختن
از خدمت خارج کردن، از بهره گيري انداختن
معنی کامل و مثالها
/dē´kǝ mish´ǝn/vt.
● حق نمایندگی (کسی را) لغو کردن، از نمایندگی انداختن
● (کشتی را) از خدمت خارج کردن، از بهرهگیری انداختن