دیکشنری فارسی

decompression

UKdiːkəmpreʃən US'di:kəmp'reʃən

معنی فارسی

مرض تصلب شرائين

بيهوش شدن در اثر کم شدن فشار اتمسفر

معنی کامل و مثال‌ها

/-presh´ǝn/n.

● وافشاری، فشار زدایی

a decompression chamber

اتاقک فشار زدایی

● (جراحی) فشار کاهی (عمل جراحی به منظور کاستن فشار)

تعریف انگلیسی

noun
  1. restoring compressed information to its normal form for use or display
  2. relieving pressure (especially bringing a compressed person gradually back to atmospheric pressure)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن