decondition
معنی فارسی
بازهنجار کردن شرط زدايي کردن ناشرطي کردن
معنی کامل و مثالها
/dē´kǝn dish´ǝn/vt.
● (به حالت اول یا حالت معمولی بازگرداندن) بازهنجار کردن
● (بازتاب شرطی و غیره) شرط زدایی کردن، ناشرطی کردن
بازهنجار کردن شرط زدايي کردن ناشرطي کردن
/dē´kǝn dish´ǝn/vt.
● (به حالت اول یا حالت معمولی بازگرداندن) بازهنجار کردن
● (بازتاب شرطی و غیره) شرط زدایی کردن، ناشرطی کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن