دیکشنری فارسی

decoy

USdə'kɔı

معنی فارسی

دونه دونه مرغ دام پره پو

معنی کامل و مثال‌ها

/dē koi´, dē´koi´/n., vt., vi.

(محلی که مرغابی وحشی و غیره را به آن جلب کرده و می‌گیرند) گیراندازگاه، مصیده، ملواح

(حیوان اهلی یا جسم جاندار نمایی که با آن شکار را جلب می‌کنند) مرغ دام، دام‌آور

گول‌زنه (دستگاه گمراه سازی رادارهای دشمن)

(مجازی - وسیله‌ی به دام انداختن) دام انداز

a police decoy to lure drug dealers

تله‌ی پلیس برای به دام انداختن قاچاقچیان

به دام کشاندن، به سوی تله کشاندن، گول زدن، دام کشی کردن

he was decoyed and lead into a police trap

او را گول زدند و به دام پلیس کشاندند.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a beguiler who leads someone into danger (usually as part of a plot)
  2. something used to lure fish or other animals into danger so they can be trapped or killed “Verb Frames:” “Somebody ----s somebody”

مترادف‌ها

I. verb active
Allure, lure, entice, inveigle, seduce, tempt, entrap, ensnare.
II. noun
Lure, allurement.

واژه‌های دیگر با معنی «دونه دونه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن