دیکشنری فارسی

decrepitude

UKdikrepitjuːd

معنی فارسی

حالت ضعف و ناتواني ، فرتوتي ، شکستگي.

معنی کامل و مثال‌ها

/-tōōd´, -tyōōd´/n.

● فرتوتی، نزاری، پیرانسالی، زهوار دررفتگی (رجوع شود به: decrepit)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a state of deterioration due to old age or long use

مترادف‌ها

noun
Infirmity of age, decline of life.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن