دیکشنری فارسی

decrescent

معنی فارسی

کاهنده روبنقصان گذارنده

معنی کامل و مثال‌ها

/dē kres´ǝnt/adj.

● (در مورد ماه) در حال تربیع و هلال، در حال کوچک شدن، کاهنده، سایشی

واژه‌های دیگر با معنی «کاهنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن