دیکشنری فارسی

decretal

معنی فارسی

فرمان پاپ حکم

معنی کامل و مثال‌ها

/dē krēt´'l, di-/adj., n.

● وابسته به فرمان، فرمانی، حکمی، دستوری، فتوایی

● فتوا، فرمان، دستور

● (کلیسای کاتولیک) فتوای پاپ اعظم

● (جمع) مجموعه‌ی دستورات و فتاوی پاپ

واژه‌های دیگر با معنی «فرمان پاپ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن