دیکشنری فارسی

decretory

معنی فارسی

قطعي قاطع بحراني حکمي

معنی کامل و مثال‌ها

/dek´rǝ tôr´ē/adj.

● مشمول حکم (یا فرمان یا فتوا)

● حکم مانند، فتوا مانند، فرمانسان (decretive هم می‌گویند)

واژه‌های دیگر با معنی «قطعي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن