decussate
معنی فارسی
چليپايي متقاطع مقلوب
معنی کامل و مثالها
/dē kus´āt´, dek´ǝ sāt´/adj., vt., vi.
● به صورت ضربدر بریدن، چلیپاسان بریدن
● چلیپاسان کردن، صلیب شکل کردن
● چلیپایی، صلیب شکل
● (گیاهشناسی - برگ یا شاخه) چلیپا برگ، چلیپا ساقه، برگ چلیپایی
مترادفها
I. verb active
Intersect, cross, divide cross wise.
II. adjective
(also decussated)
Crossed, intersected, reticulated.