دیکشنری فارسی

decussate

معنی فارسی

چليپايي متقاطع مقلوب

معنی کامل و مثال‌ها

/dē kus´āt´, dek´ǝ sāt´/adj., vt., vi.

به صورت ضربدر بریدن، چلیپاسان بریدن

چلیپاسان کردن، صلیب شکل کردن

چلیپایی، صلیب شکل

(گیاه‌شناسی - برگ یا شاخه) چلیپا برگ، چلیپا ساقه، برگ چلیپایی

مترادف‌ها

I. verb active
Intersect, cross, divide cross wise.
II. adjective
(also decussated)
Crossed, intersected, reticulated.

واژه‌های دیگر با معنی «چليپايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن