دیکشنری فارسی

deep-six

معنی کامل و مثال‌ها

/-siks´/n., vt.

● (خودمانی)

● (افکندن جسد به دریا) دریا سپاری

● دور اندازی، دور افکنی، دور ریزی

● دور انداختن، (از شر چیزی) خلاص شدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. toss out; get rid of “deep-six these old souvenirs!” “Somebody ----s something”
  2. throw from a boat “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن