دیکشنری فارسی

deer

UKroudiər USdıə

معنی فارسی

گوزن

معنی کامل و مثال‌ها

/dir/n., pl.

● (جانورشناسی) آهو، گوزن (انواع نشخوارگران تیره‌ی Cervidae از قبیل آهو و غزال و الک و موس و گوزن شمالی)

● (مهجور) حیوان، جانور

تعریف انگلیسی

noun
  1. distinguished from Bovidae by the male's having solid deciduous antlers

واژه‌های دیگر با معنی «گوزن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن