defence (defense) معنی فارسی دفاع بهانه عذر استحکامات سنگربندي وزارت دفاع واژههای دیگر با معنی «دفاع» pleading دفاع، مدافعه، محاجه defence دفاع، مدافعه، حمايت defense دفاع، مدافعه، حمايت defenseless دفاع، مدافعه، حمايت apologia دفاع، پوزش ادبي. czech defence دفاع چک، نام منسوخ دفاع اسلاو (شطرنج) ball hawking دفاع خوب، کار خوب بازيگر محوطه دوردست (بيس بال) national defence دفاع ملي، پدافند ملي defensive board دفاع سبد ego-defence دفاع خود