defending attorney معنی فارسی وکيل مدافع واژههای دیگر با معنی «وکيل مدافع» judge advocate وکيل مدافع counsellor مشاور، مستشار، راي زن counselor مشاور، مستشار، رايزن advocate حامي، طرفدار، مدافع attorney وکيل، مدعي، وکالت Templar مدافع نظاميزواربيتالمقدسوپاسبانمدفنمسيح، شاگرد حقوق، وکيل يا دانشجوي حقوق در تمپل defensor مدافع، وکيل