defilade
معنی فارسی
پناه در برابر دروعرضي
معنی کامل و مثالها
/def´ǝ lād´, def´ǝ lād´/vt.,vi.
● (ارتش - آرایش لشکر یا استحکامات به طوری که پستی و بلندی زمین و غیره دو جناح آنها را از آتش دشمن حفظ کند) جناحپوشی
● جناح پوشیده شده، جناح مصون
● جناحپوشی کردن، زاویهی مصون ایجاد کردن
تعریف انگلیسی
noun
- the arrangement of defensive fortifications to protect against enemy fire