defile (1)
معنی کامل و مثالها
/dē fīl´, di-/vt.
● نجس کردن، بیطهارت کردن
one should not defile a sacred place
کسی نباید محل مقدسی را نجس کند.
● ناپاک کردن، کثیف کردن، آلوده کردن، آلودن
he defiled the honor of his family
او آبروی خانوادهی خود را لکهدار کرد.
● فاسد کردن، گمراه کردن، از راه به در بردن
● (قدیمی) ازالهی بکارت کردن