دیکشنری فارسی

deflower

معنی فارسی

بکارت برداشتن از ، ازاله بکارت کردن از

معنی کامل و مثال‌ها

/dē flou´ǝr/vt.

● ازاله‌ی بکارت کردن، دخترگی برداشتن

● گل چیدن

● چاپیدن، تاراج کردن، تباه کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. deprive of virginity “This dirty old man deflowered several young girls in the village” “Somebody ----s somebody”
  2. make imperfect “nothing marred her beauty” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن