دیکشنری فارسی

defoliate

معنی فارسی

بي برگ کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-āt´/vt.

● (با به کار بردن مواد شیمیایی از گیاهان) برگ‌زدایی کردن، برگ کشی کردن

● مواد برگ‌زدا به کار بردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. strip the leaves or branches from “defoliate the trees with pesticides” “Somebody ----s something” “They defoliate the treesII”
  2. deprived of leaves

واژه‌های دیگر با معنی «بي برگ کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن