دیکشنری فارسی

deformation

UKdefəmeiʃən US'di:fɔ'meıʃən

معنی فارسی

بد شکلي بد ترکيبي بدتر شدگي تحريف

معنی کامل و مثال‌ها

/dē´fôr mā´shǝn,def´ǝr-/n.

● نادیسی، دگرریختی، از ریخت‌افتادگی (از دست دادن شکل اولیه)

● دژدیسی، زشت‌سازی، زشت‌شدگی، بدریختی، دژ اندامی

deformation of the bones

دژدیسی استخوان‌ها

● (فیزیک - تغییر شکل در اثر فشار یا کشش) دگردیسی، دژواری

● نقص عضو، اندام دژدیس (بدریخت شده)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a change for the worse
  2. alteration in the shape or dimensions of an object as a result of the application of stress to it
  3. the act of twisting or deforming the shape of something (e.g., yourself)

واژه‌های دیگر با معنی «بد شکلي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن