defrost
USdıf'rɔst
معنی فارسی
يخ چيزي را اب کردن.
آب کردن
معنی کامل و مثالها
/dē frôst´, di-/vt., vi.
● یخ زدایی کردن یا شدن، یخ چیزی را برطرف کردن
● (یخ خوراک یخ زده را) آب کردن
defrost the frozen meat by placing in it lukewarm water
گوشت یخ زده را با قرار دادن در آب ولرم یخ زدایی کنید.