degenerative
UKdidʒenərətiv
USdı'dʒenərətıv
معنی فارسی
وابسته به انحطاط فاسد کننده .
معنی کامل و مثالها
/dē jen´ǝr ǝ tiv, di-;-ǝr āt´iv/adj.
● تباهیآور، تبهگنزا، زوال آفرین، انحطاطآور، فسادآور
the degenerative effects of brutality
آثار تباهکنندهی خشونت و ظلم
● (بدتر شونده) روبه تباهی، روبه تبهگنی، روبه زوال، فاسد شونده، حاد شونده
the degenerative conditions of the nervous system
شرایط روبه وخامت دستگاه سلسلهی اعصاب