deglutinate
معنی فارسی
ماده لزج (چيزي را) گرفتن ، بي چسب کردن
معنی کامل و مثالها
/dē glōōt´'n āt´/vt.
● (گرفتن گلوتن از گندم و جو و غیره) گلوتن گیری، گلوتن زدایی
ماده لزج (چيزي را) گرفتن ، بي چسب کردن
/dē glōōt´'n āt´/vt.
● (گرفتن گلوتن از گندم و جو و غیره) گلوتن گیری، گلوتن زدایی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن