دیکشنری فارسی

deglutinate

معنی فارسی

ماده لزج (چيزي را) گرفتن ، بي چسب کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē glōōt´'n āt´/vt.

(گرفتن گلوتن از گندم و جو و غیره) گلوتن گیری، گلوتن زدایی

واژه‌های دیگر با معنی «ماده لزج (چيزي را) گرفتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن