دیکشنری فارسی

deglutition

معنی فارسی

فروبري قورت دادن بلع

معنی کامل و مثال‌ها

/dē´glōō tish´ǝn/n.

● بلع، فروبری، نیرو یا فرایند بلع

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of swallowing “one swallow of the liquid was enough” “he took a drink of his beer and smacked his lips”

مترادف‌ها

noun
Swallowing.

واژه‌های دیگر با معنی «فروبري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن