delicatessen
UKdelikeitesn
US'delıkə'tesən
معنی فارسی
اغذيه حاضر مغازه اغذيه فروشي. خوراک آماده بزماورد
معنی کامل و مثالها
/del´i kǝ tes´ǝn/n.
● (فروشگاه خوراکهای پخته و ترشی و پنیر و کالباس و غیره) اغذیه فروشی، بزمآوردگاه، فروشگاه مواد غذایی لوکس
● خوراک آماده، بزماورد
تعریف انگلیسی
noun
- ready-to-eat food products
- a shop selling ready-to-eat food products