delimiler معنی فارسی حائل جداکننده واژههای دیگر با معنی «حائل» prop حائل، نگهدار، پايه delimiter حائل flare wall ديوار حائل خاکريز پل interceptive جدا سازنده، حائل، جلو گيري کننده interceptor جدا سازنده، حائل، جلو گير becket گيره، حائل، حلقه bracer مچ پناه، حائل مچ، بند guard-rail (در راه اهن) ريل نگهدار، حائل ريل، نرده fire guard پيش بخاري، حائل آتش fire-guard پيش بخاري، حائل اتش