demarcation or demarkation
معنی کامل و مثالها
/dē´mär kā´shǝn/n.
● کرانبندی، مرزبندی، تعیین حدود
the demarcation of the frontiers lasted two years
نشانه گذاری مرزها دو سال طول کشید.
● مرز، سرحد، کران، حد، مرزنمایی، خط فاصل
the demarcation line
خط مرزی
● جدایی، تمایز، فرق، سوایی
the clear demarcation existing between well water and river water
تمایز واضحی که بین آب چاه و آب رودخانه وجود دارد.