دیکشنری فارسی

dematerialize

معنی فارسی

بيجسم شدن يا کردن، نامادي شدن يا کردن،

ماده زدايي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē´mǝ tir´ē ǝ līz´/vi., vt.

● (از دست دادن شکل مادی) بی‌جسم شدن یا کردن، نامادی شدن یا کردن، ماده‌زدایی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. become immaterial; disappear “Something ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن