dematerialize
معنی فارسی
بيجسم شدن يا کردن، نامادي شدن يا کردن،
ماده زدايي کردن
معنی کامل و مثالها
/dē´mǝ tir´ē ǝ līz´/vi., vt.
● (از دست دادن شکل مادی) بیجسم شدن یا کردن، نامادی شدن یا کردن، مادهزدایی کردن
تعریف انگلیسی
verb
- become immaterial; disappear “Something ----s”