demean (1)
معنی کامل و مثالها
/dē mēn´, di-/vt.
● (خود را) پست کردن، خوار کردن، خفیف کردن، دون کردن، سبک کردن
to demean oneself by taking a bribe
با گرفتن رشوه خود را خوار و خفیف کردن
what he did demeaned his family too
آنچه او کرد خانوادهی او را نیز بیعزت کرد.