demodulate
UKdiːmɔdjuleit
معنی فارسی
يکسو کردن
معنی کامل و مثالها
/dē mä´jōō lāt´/vt.
● (رادیو) پیاده کردن، دمدوله کردن، واهنگیدن، پساهنگیدن