دیکشنری فارسی

demoiselle

معنی فارسی

دخترخانم سنجاقک درناي افريقايي

معنی کامل و مثال‌ها

/dem´wä zel´/n.

● دوشیزه، دختر

● (جانورشناسی) لک‌لک کوچک (Anthropoides virgo)

● رجوع شود به: damselfly

● رجوع شود به: damselfish

تعریف انگلیسی

noun
  1. a young unmarried woman
  2. small brilliantly colored tropical marine fishes of coral reefs

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن