demomination معنی فارسی نام اسم نام گذاري اسم جنس تيره فرقه واژههای دیگر با معنی «نام» kudos نام، جلال (ازkydos واژه يوناني گرفته شده است) appellation نام، اسم، لقب compellation نام، اسم، لقب Hampton نام، شهر هامپتون hugo نام، ويکتور هوگو ferdinand نام، فرديناند moniker نام، لقب eliott نام Ellen نام emil نام