دیکشنری فارسی

demonetize

معنی فارسی

ازرواج (يا اعتبار) انداختن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē män´ǝ tīz´/vt.

● (پول و بانکداری)

● (ارزش پول رسمی را کم کردن) ارزکاهی کردن

● (به کار بردن طلا و نقره را به عنوان مسکوک یا پشتوانه فسخ کردن) غیرپولی کردن

* demonetization, n.

ارزکاهی، غیرپولی کردن، ارزش کاهی

تعریف انگلیسی

verb
  1. deprive of value for payment “demonetize a coin” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن