demonetize
معنی فارسی
ازرواج (يا اعتبار) انداختن
معنی کامل و مثالها
/dē män´ǝ tīz´/vt.
● (پول و بانکداری)
● (ارزش پول رسمی را کم کردن) ارزکاهی کردن
● (به کار بردن طلا و نقره را به عنوان مسکوک یا پشتوانه فسخ کردن) غیرپولی کردن
* demonetization, n.
ارزکاهی، غیرپولی کردن، ارزش کاهی
تعریف انگلیسی
verb
- deprive of value for payment “demonetize a coin” “Somebody ----s something”