demulcent
معنی فارسی
مرهم اسا ارام بخش تسکين دهنده داروي مرهمي
معنی کامل و مثالها
/dē mul´sǝnt,di-/adj., n.
● مرهمآسا، آرامبخش
● مرهم بافتهای مخاطی (مثلا درون دهان)
مترادفها
adjective
Mild, soothing, lenitive, emollient, sedative.
مرهم اسا ارام بخش تسکين دهنده داروي مرهمي
/dē mul´sǝnt,di-/adj., n.
● مرهمآسا، آرامبخش
● مرهم بافتهای مخاطی (مثلا درون دهان)
adjective
Mild, soothing, lenitive, emollient, sedative.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن