دیکشنری فارسی

demurrage

معنی فارسی

(خسارت) بيکارماندگي ،

کرايه معطلي (در راه اهن ياکشتي)

معنی کامل و مثال‌ها

/di mu_r´ij/n.

● (کشتی باری و راه‌آهن و غیره) تاوان دیرکرد (خسارتی که بابت تاخیر در تخلیه‌ی بار و غیره باید به صاحب وسیله‌ی نقلیه پرداخت شود)

● دیر کرد در تهی سازی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a charge required as compensation for the delay of a ship or freight car or other cargo beyond its scheduled time of departure
  2. detention of a ship or freight car or other cargo beyond its scheduled time of departure

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن