denationalize
UKdiːneiʃənəlaiz
USdı'næʃənə'laız
معنی فارسی
مليت (کسيرا) ازميان بردن ،
عاري ازنشان مليت کردن
معنی کامل و مثالها
/dē nash´ǝ nǝl īz´/vt.
● (صنایع و شرکتها و غیره) غیردولتی کردن، به بخش خصوصی سپردن، خصوصی کردن
the government denationalized the steel industry
دولت صنایع پولاد را غیرملی کرد.
● (کشوری را) از حقوق ملی خود محروم کردن، ملیت (مردم یا قومی) را انکار کردن
تعریف انگلیسی
verb
- put under private control or ownership “The steel industry was denationalized” “Somebody ----s something”