دیکشنری فارسی

denationalize

UKdiːneiʃənəlaiz USdı'næʃənə'laız

معنی فارسی

مليت (کسيرا) ازميان بردن ،

عاري ازنشان مليت کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē nash´ǝ nǝl īz´/vt.

● (صنایع و شرکت‌ها و غیره) غیردولتی کردن، به بخش خصوصی سپردن، خصوصی کردن

the government denationalized the steel industry

دولت صنایع پولاد را غیرملی کرد.

● (کشوری را) از حقوق ملی خود محروم کردن، ملیت (مردم یا قومی) را انکار کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. put under private control or ownership “The steel industry was denationalized” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن