دیکشنری فارسی

dendriform

UKdendrifɔːm

معنی فارسی

درختي مانند درخت

معنی کامل و مثال‌ها

/-fôrm´/adj.

● به شکل درخت، درخت سان، درختی، شجری، درخت دیس، داردیس، دارین

تعریف انگلیسی

adjective
  1. resembling a tree in form and branching structure “arborescent coral found off the coast of Bermuda” “dendriform sponges”

مترادف‌ها

adjective
Arborescent, arboriform, dendritic, dendroid, branching.

واژه‌های دیگر با معنی «درختي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن