dendrite
معنی فارسی
سنگ درخت وار
معنی کامل و مثالها
/den´drīt´/n.
● (رگهی درخت سان یک مادهی معدنی در مادهی معدنی دیگر) دارینه، رگهی درختی
● (سنگ یا مادهی کانی) رگهدار، دارای رگههای درختی
● (کالبدشناسی - زائدهی درخت مانند یا ریشه مانند یاختهی عصبی که تحریکات را به بدنهی آن انتقال میدهد) دندریت، پیشاخه، پیگیسو
● (کالبدشناسی - جمع) پی تارگان (تارچههای پرتوپلاسمی یاختهی عصبی)
تعریف انگلیسی
noun
- short fiber that conducts toward the cell body of the neuron