دیکشنری فارسی

dendrite

معنی فارسی

سنگ درخت وار

معنی کامل و مثال‌ها

/den´drīt´/n.

● (رگه‌ی درخت سان یک ماده‌ی معدنی در ماده‌ی معدنی دیگر) دارینه، رگه‌ی درختی

● (سنگ یا ماده‌ی کانی) رگه‌دار، دارای رگه‌های درختی

● (کالبدشناسی - زائده‌ی درخت مانند یا ریشه مانند یاخته‌ی عصبی که تحریکات را به بدنه‌ی آن انتقال می‌دهد) دندریت، پی‌شاخه، پی‌گیسو

● (کالبدشناسی - جمع) پی تارگان (تارچه‌های پرتوپلاسمی یاخته‌ی عصبی)

تعریف انگلیسی

noun
  1. short fiber that conducts toward the cell body of the neuron

واژه‌های دیگر با معنی «سنگ درخت وار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن