دیکشنری فارسی

denominationalism

معنی فارسی

اعتقاد به تفکيک و تقسيم، فرقه گرايي.

سازگان فرقه يي،

بخشپذيري به فرقه هاي مختلف مذهبي

بخش کردن به فرقه هاي مذهبيمختلف

معنی کامل و مثال‌ها

/-nā´shǝn ǝl iz´ǝm/n.

● اصول و اعتقادات فرقه‌ی مذهبی

● سازگان فرقه‌ای، بخش‌پذیری به فرقه‌های مختلف مذهبی

● بخش کردن به فرقه‌های مذهبی مختلف

● فرقه‌گرایی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a narrow-minded adherence to a particular sect or party or denomination “he condemned religious sectarianism”
  2. the tendency, in Protestantism, to separate into religious denominations or to advocate such separations

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن