denotatively معنی فارسی دلالت کننده بر دلالت کردن بر معني دادن فهمانيدن واژههای دیگر با معنی «دلالت کننده بر» denote دلالت کننده بر، دلالت کردن بر، معني دادن denotative of شعربر، دلالت کننده بر mutative تغييري، تحولي، دلالت کننده بر تغيير جا