دیکشنری فارسی

denouement or dénouement

معنی کامل و مثال‌ها

/dā´nōō män´/n.

● (ادبیات) پایان داستان، گره‌گشایی داستان، روشن شدن ابهام داستان

in the denouement the girl commits suicide

در پایان داستان دختر خودکشی می‌کند.

● پیامد کار، پیامد، نتیجه‌ی عمل

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن