densely populated معنی فارسی پر جمعيت شلوق واژههای دیگر با معنی «پر جمعيت» populous پر جمعيت، پر سکنه، اباد thickly populated پر جمعيت، شلوق many peopled پر جمعيت thickly peopled پر جمعيت populate اباد کردن، پر جمعيت کردن، معمور کردن overpopulate جمعيت را بيش از حد زياد کردن، پر جمعيت کردن، داراي اضافه جمعيت کردن full of life باروح، سر زنده، پر جمعيت town fog نوعي مه يخ مانند که در درجه حرارت خيلي، پايين توليد مي شود و معمولا در شهرهاي، پر جمعيت ديده مي شود numerous زياد، متعدد، سنگين