دیکشنری فارسی

dental hygienist

معنی کامل و مثال‌ها

● کمک دندان‌پزشک، بهدار دندان (که زیر نظر دکتر دندان‌ها را پاک و عکسبرداری می‌کند و غیره)

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone trained to provide preventive dental service (cleaning teeth or taking x-rays)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن