denture
UKdentʃər
US'dentʃə
معنی فارسی
دندان مصنوعي گذاري يکدست دندان مصنوعي.
معنی کامل و مثالها
/den´chǝr/n.
● دندان مصنوعی، (جمع) یک دست دندان (بالا و پایین)
does he wear dentures?
آیا او دندان مصنوعی دارد؟
every night he puts his dentures in a glass
هر شب دندانهای (مصنوعی) خود را در لیوان میگذارد.
تعریف انگلیسی
noun
- a dental appliance that artificially replaces missing teeth