دیکشنری فارسی

denumerable

معنی فارسی

قابل شمارش شمردني.

معنی کامل و مثال‌ها

/dē nōō´mǝr ǝ bǝl,-nyōō´-/adj.

● (ریاضی) شمارا، شمارپذیر

a denumerable set

مجموعه‌ی شمارا

تعریف انگلیسی

adjective
  1. that can be counted “countable sins” “numerable assets”

واژه‌های دیگر با معنی «قابل شمارش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن