دیکشنری فارسی

denunciation

UKdinʌnsieiʃən USdı'nʌnsı'eıʃən

معنی فارسی

اخطارتهديداميز بدگويي شکايت چغلي

معنی کامل و مثال‌ها

/dē nun´sē ā´shǝn,di-/n.

● نکوهش، محکوم سازی، تقبیح (رجوع شود به: denounce)، واسرنگش

the church's denunciation of the government's activities

تقبیح اعمال دولت توسط کلیسا

تعریف انگلیسی

noun
  1. a public act of denouncing

مترادف‌ها

noun
1. Menace, threat.
2. Arraignment, severe censure.
3. Exposure, informing against.

واژه‌های دیگر با معنی «اخطارتهديداميز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن