دیکشنری فارسی

deodorant

UKdiːoudərənt USdı'əudərənt

معنی فارسی

ماده دفع بو

معنی کامل و مثال‌ها

/dē ō´dǝr ǝnt/adj., n.

ضدبو، بوزدا، (به ویژه برای مالیدن زیر بغل و غیره)، دئودورانت

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن