دیکشنری فارسی

deodorize

UKdiːoudəraiz

معنی فارسی

بوگرفتن از ضدعفوني کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē ō´dǝr īz´/vt.

● بوزدایی کردن، بوزدا زدن (به بدن)، دئودورانت زدن

it is necessary to deodorize public toiletes especially in the summer

لازم است که مستراح‌های عمومی بوزدایی شوند، خاصه در تابستان.

تعریف انگلیسی

verb
  1. eliminate the odor from “This stick will deodorize your armpits” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

مترادف‌ها

verb active
Disinfect, deprive of odor.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن