departmentalism
معنی فارسی
اعنقاد به روش تمرکز در اداره کشور و
تفويض اختيارات وسيع به مسئولين اداره
امور تقسيمات کوچک مملکتي
معنی کامل و مثالها
/-iz´ǝm/n.
● (گرایش زیاده از حد به بخشبخش سازی و پیروی از مقرارت هر بخش) فرشیم گرایی، بخشگرایی
اعنقاد به روش تمرکز در اداره کشور و
تفويض اختيارات وسيع به مسئولين اداره
امور تقسيمات کوچک مملکتي
/-iz´ǝm/n.
● (گرایش زیاده از حد به بخشبخش سازی و پیروی از مقرارت هر بخش) فرشیم گرایی، بخشگرایی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن