دیکشنری فارسی

departmentalism

معنی فارسی

اعنقاد به روش تمرکز در اداره کشور و

تفويض اختيارات وسيع به مسئولين اداره

امور تقسيمات کوچک مملکتي

معنی کامل و مثال‌ها

/-iz´ǝm/n.

(گرایش زیاده از حد به بخش‌بخش سازی و پیروی از مقرارت هر بخش) فرشیم گرایی، بخش‌گرایی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن